جلسه نقد و برسی فیلم مستند ضرب و زنگ و دو اثر دیگر در حوزه هنری استان همدان

به نقل از سایت حوزه هنری استان همدام

نشست نمایش و نقد و بررسی سه فیلم کوتاه روز چهارشنبه ساعت 17 الی 19 در سالن شماره دو سینما قدس با حضور عوامل فیلم و هنرمندان فیلمساز و جمعی از سینما دوستان برگزار شد.


در نشست نقد سه فیلم کوتاه بیان شد؛

ضرورت ساخت یک اثر باید مشخص باشد

 

 

نشست نمایش و نقد و بررسی سه فیلم کوتاه روز چهارشنبه ساعت 17 الی 19 در سالن شماره دو سینما قدس با حضور عوامل فیلم و هنرمندان فیلمساز و جمعی از سینما دوستان برگزار شد.

 

به گزارش روابط عمومی حوزه هنری استان همدان؛ مستند کوتاه «ضرب و زنگ» به کارگردانی کیارش کرمی و تهیه کنندگی حوزه هنری همدان؛ مستند کوتاه «ثریا» به تهیه کنندگی و کارگردانی اکبر محمدی؛ و فیلم کوتاه داستانی «بادبادک» به کارگردانی کبری عباسی و تهیه کنندگی حوزه هنری همدان سه اثری بودند که در این نشست بررسی شدند.

 

در این نشست محمود صائمین مدرس دانشگاه و یکی از فیلمسازان واحد فیلمسازی حوزه هنری همدان در تحلیل این سه اثر گفت: «بادبادک» فیلمی کوتاه با مفاهیم عمیق اجتماعی است که ایده‌ای ناب و قابل تامل و نگارشی قابل بحث داشت. اما از نظر ساختار – دکوپاژ و کارگردانی و حتی بازیگری ضعف‌های مشهودی به چشم می‌خورد که از توان فیلم برای ابراز آن مفاهیم باارزش می­کاست و هدف واقعی فیلمساز را از به تصویر کشیدن نوع نگاهش نشان نمی­داد.

 

وی تاکید کرد: در مجموع فیلم ساده و تجربی­ای به نظر می­رسید که سعی داشت در بیننده شک معنایی ایجاد کند اما موفق نبود.

 

صائمین ادامه داد: «ضرب و زنگ»  فیلمی خوش ساخت از نظر گرافیکی و بصری با استفاده از تدوین خوب و کارگردانی نسبتا قابل توجه بود که از نظر ایده بسیار خوب و قابل تامل و با تیتراژ زیبا و حرفه­ای و انتخاب موسیقی متناسب و فیلمبرداری نسبتا خوب اجرا شده بود که مشکلات آن بیش­تر حول محور صدابرداری و پژوهش بود.

 

این فیلمساز افزود: نوع نگاه و ژانر فیلمساز خیلی مشهود نبود و خط سیر دراماتیک مستندی بسیار کمرنگ بود و بیش‌تر به حالت گزارش تلویزیونی شبیه بود. دسته بندی مطالب تقریبا پراکنده بود که به تحقیق و پژوهش کم‌رمق اثر مربوط می­شد. در مجموع این اثر از ساختار نسبتا درست و استخوان‌داری برخوردار بود و نشان می‌داد که فیلمساز با مقوله تصویر و عکاسی بیگانه نیست و رنگ و نور صحنه را می­شناسد اما صدا را کمتر بدان توجه کرده که این امر برای فیلمسازان امروز امری بسیار ضروری و واجب است و نیز نوع  دکوپاژ و شناخت درام هر چند برای مستند امری ضروری و لازم  می‌باشد در این فیلم به چشم نیامد.

وی درباره فیلم اکبر محمدی نیز گفت: «ثریا» فیلمی ساده و بی‌آلایش در مورد تنهایی مردی از میان اجتماع است؛ انتخاب موضوع نسبتا خوب و از تدوین خطی آرامی برخوردار بود. صداقت در کلام و نویسندگی درام مشهود بود و بعنوان یک فیلم تجربی قابل قبول است. تا حدودی رد پای تفکر فیلمساز در فیلم به چشم می‌آمد هر چند می­توانست بسیار عمیق‌تر به موضوع نگاه کرد.

 

این استاد رشته انیمیشن افزود: درام در این مستند مشوش بود و خط سیر دراماتیکی نداشت، در حالی که موضوع می‌طلبید که داشته باشد. پراکندگی در گفتار و نوع برخورد با موضوع دیده می­شد که ذهن بیننده را از رسیدن به هدف فیلمساز مغشوش می­کرد. فیلمبرداری نسبتا خوبی داشت و صدابرداری قابل قبول و کارگردانی روان اما اینها همه بطور حسی بود و از ویژگی­های حرفه­ای و خصوصیات خاصی برخوردار نبودند. در نهایت فیلمی در نوع خود قابل دیدن اما نه چندان قابل تأمل بود و تأثیرگذاری محتوایی پرتوانی نداشت.

 

مسئول واحد هنرهای تصویری حوزه هنری استان نیز در این نشست گفت: در ایران هر ساله حدود 5000 فیلم کوتاه تولید می­شود. بدون در نظر گرفتن هزینه تولید، وقت و زمان صرف شده و تعداد افراد درگیر با آن، نکته ای که باید بدان توجه داشت این است که فقط تعداد بسیار کمی از این فیلم­ها هم به لحاظ فنی و سینمایی و هم به لحاظ حضور در جشنواره­های فیلم کوتاه و کسب جوایز از این جشنواره­ها موفقند. در این پیامد نکات مهمی وجود دارد که هر فیلمسازی باید بدان دقت کند: تکلیف مابقی فیلم­ها چه می­شود؟ آیا حتی دیده می­شوند؟

 

داود عبدالملکی ادامه داد: ساده انگاری فیلمسازی و سطحی نگری در پرداخت موضوع، به صرف در اختیار بودن آسان امکانات و تجهیزات آفت بزرگی است. در حال حاضر با وجود فراوانی امکانات فیلمسازی، این حرفه نه تنها ساده نشده بلکه بسیار سخت­تر هم شده است. بسیار شنیدیم که همه مثل هم فیلم می­سازند. بیش­تر فیلم­­هایی که امروز ساخته می­شوند به دور از خلاقیت و به نوعی از روی دست هم نگاه کردن شده است. بخصوص نوعی کپی برداری و تأثیرپذیری آگاهانه یا ناخودآگاه سطحی از آثاری که موفق به دریافت جوایز جشنواره­ها می­شوند.

 

وی اظهار داشت: فیلمساز خلاق بیش از هر چیز به نگرش احتیاج دارد. اینکه جهان را و جامعه­ای را که در آن زندگی می­کند چگونه می­بیند. خود سینما و آنچه با سینما می­توان بیان نمود به ندرت محل کنجکاوی و مکاشفه است. تنها در این صورت است که فیلمساز مولف شکل می­گیرد. فیلمسازی که می­داند در چه مسیری قرار داد و چرا فیلم می­سازد.

 

عبدالملکی گفت: درک درست از سینما و امکانات بیانی­اش در فرایند تولید فیلم بسیار ضروری است. فیلمسازی تنها پشت دوربین ایستادن و فرمان دادن به بازیگر و سایر عوامل نیست. ثبت تصویر به هر روشی سینما نیست. شناخت درست از تمام مقوله­های مرتبط با این حرفه بر هر فیلمسازی واجب است. این مسیری که ما را به سینمای حرفه­ای سوق می­دهد.

 

وی در تحلیل این سه فیلم گفت: در فیلم­های نمایش داده شده ضعف پژوهش به شدت احساس می­شود. در دو اثر مستند، فیلم نهایی حاصل حجم قابل توجه­ای تصویر گرفته شده است که در یک دقیقه همۀ بحث فیلم مشخص می‌شود و باقی زمان فیلم هیچ چیزی در خور تأملی برای تماشاگر ندارد. تصویربرداری رها و تدوین کمکی به بهتر شدن فیلم نمی­کند.

 

سئول واحد هنرهای تصویری حوزه هنری همدان اضافه کرد: وقتی بدانیم سینما مقوله­ای پرهزینه، زمانبر و طاقت فرساست، دربارۀ هر ایده­ای که به ذهنمان می­آید از خود می­پرسیم: ضرورت و اهمیت این ایده در چیست؟ چرا باید به فیلم تبدیل شود؟ چه چیزی در آن است که برای تماشاگر جالب باشد و به فهم او بیفزاید؟ چگونه به تصویر درآید و چگونه به تماشاگر ارائه شود؟

 

عبدالملکی ادامه داد: فیلم کوتاه داستانی «بادبادک» موقعیتی ساده را روایت و مضمونی اخلاقی را مطرح می‌کند. تدوین فیلم خطی، تداومی و پیش رونده است و نه چیزی بیش از آن. تصویربرداری معمول و به دور از گزافه برای بیان موقعیتی که در آن یکی با چشم ظاهر می­بیند و دیگری با چشم دل.

 

وی گفت: در فیلم مستند کوتاه « ضرب و زنگ» که سیاه و سفید تصویربرداری شده ظاهرا اشکال مختلف پهلوانی از زورخانه تا نمایش خیابانی مد نظر بوده اما همه چیز در سطح پیش می­رود و فیلم اطلاعات زیادی در این باره به تماشاگر نمی­دهد. فیلمساز در موقعیت قرار گرفته، شروع به تصویربرداری کرده تا به مرور شکل و ساختار فیلم را پیدا کند. صدای موسیقی و آوازی در سراسر فیلم شنیده می­شود که حدی آزار دهنده و غیر ضروری است. در یک مورد مجزا تدوین به چشم می­آید و آن جایی است که پهلوان پیر خاطره­ای را تعریف می‌کند و تصویر چهره او با تصویر شباهنگام خیابان برهم نمایی شده و رنگ بر پرده معنا پیدا می­کند.

 

عبدالملکی در پایان گفت: فیلم مستند کوتاه «ثریا» نخستین تجربه فیلمساز 30 دقیقه طول می­کشد. در حالی که نکتۀ اصلی فیلم در یک دقیقه­ بر کلام شخصت فیلم جاری می­شود. فقدان دراماتیزه کردن موضوع، عدم نزدیک شده فیلمساز به شخصیت فیلم و واکاوی وی، ضعف کارگردانی به معنای ناتوانی در بیان درست موضوع فیلمش، اشکالات قابل توجه تصویربرداری، صدابرداری دستکاری شده و ناخوانا با تصویر و تدوین ساده و بی‌تفاوت در آن دیده می­شود. فیلمساز در شکستن پوسته ضخیم جهان عینی و ذهنی شخصیت فیلم و نزدیک شدن به او و واکاوی جهان درونی­اش که می­توانست بسیار جالب توجه هم باشد، بسیار ناموفق عمل کرده و به هیچ وجه به او نزدیک نشده است. چرا؟ فیلم هیچ اطلاعاتی دربارۀ شخصیت فیلم به تماشاگر نمی­گوید و تنها به بیان چند نکته از زبان شخصیت بسنده می­کند. آنچه تماشاگر در 30 دقیقه فیلم می­بیند معلمی بازنشسته است که روزگاری عاشق دختری بوده و با دوستی بر سر مزارش می­رود و گویا برای آمرزشش فاتحه می­دهد.

منبع:

http://www.arthamadan.ir/Default.aspx?page=4657&section=newlistItem&mid=51508&pid=137121&ln=fa

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

fourteen + 8 =